ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
304
قصص الانبياء ( فارسى )
و گويند بر راست « 1 » كرسى سليمان هفتاد كرسى زرين بود و بر چپ « 1 » همچنين . همه علما و قضاة بنى اسرايل بر آن كرسيها نشستندى . و بر كرسى سليمان اشترى « 2 » ساخته بودند از زر كه مىگشتى چون آسيا و آن چهار طاوس را مىگردانيدندى چنان كه كس روى آن نديدى مگر فرمودى تا نگشتى ، و آصف بر وى نشسته بودى . هرگاه كه دو خصم پيش آمدى اگر كسى خواستى كه گواهى دهد بدروغ ، از آن هيبت و فزع بترسيدى ، گفتى بجز راستى روى نيست ، مر « 3 » يكديگر را داد بدادندى به حق و مقرّ آمدندى . سليمان بر كرسى برآمدى [ ردا برافكندى ] و تاج بر سر نهادى و ده آيه از زبور بخواندى . آنگاه به قضاى خلق مشغول شدى . گويند آن كرسى سيزده سال بر وى بود . چون او را مرگ آمد كرسى را بردند به زير صخره بنهادند ببيت المقدس ، تا آنگاه كه بخت نصر بيرون آمد و غلبه كرد و جهان بگرفت . شنيده بود كه كرسى سليمان زير صخره است قصد كرد و بيرون آورد « 4 » . خلق بتعجب درماندند از آن هزار طلسم و حيله و گوهر و زر . چون خواست كه برآيد آن دو شير كه ساخته بود بزدند و پايش بشكستند . گويند كه ندانست كه پاى بر كجا بايد نهادن وقت برآمدن . پس بفرمود تا آن كرسى پارهپاره كردند از خشم ، و به دريا انداخت « 5 » ] b 341 [ و بعضى گويند در زمين پنهان كرد « 6 » هم به زير صخره ببيت المقدس . قصهء شصت و چهارم ذهاب ملك سليمان عليه السلام قال اللّه تعالى : وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ . « 7 » الاية .
--> ( 1 ) - بر جانب راست . . . و بر جانب چپ ( 2 ) - استرى ( 3 ) - مگر ( 4 ) - قصد بيرون آوردن كرد . ( 5 ) - انداختند ( 6 ) - كردند و خداوندان اخبار گويند كه فرشتگان ببردند و پنهان كردند . ( ن ) ( 7 ) - البقرة 102